سکوت خشونتی بیصدا علیه زبان کرمانجی
در میان هیاهوی جهانی که هر روز زبانهای کوچک و محلیاش را از دست میدهد، شاید خاموشی یک زبان نه با فریاد، بلکه با سکوت آغاز شود. سکوتی که از خانهها شروع میشود، از پیامی که به زبان مادری داده نمیشود، از واژهای که بر زبان نمیآید و از مکالمهای که میان پدر و فرزندی به فارسی ترجیح داده میشود. این سکوت، سالهاست در گوشهوکنار خراسان و مناطق کرمانجنشین خانه کرده و بیصدا پایههای یکی از غنیترین گویشهای زبان کردی را میلرزاند.
زبان کرمانجی زبانی که قرنها روایتگر شعر و ترانه و حکایت بوده امروز قربانی رودربایستیهای اجتماعی و فاصلهگرفتن از خود شده است. در زمانهای که هر نوجوانی به راحتی چند زبان خارجی را تقلید میکند هنوز بسیاری از گویشوران اصلی کرمانجی نهتنها نمینویسند بلکه از حرفزدن به زبان مادری هم اجتناب میکنند. چرا؟ شاید از ترس قضاوت شاید از شرم ندانستن شاید هم بهخاطر این تصور غلط که زبان مادری فقط در روستا کارایی دارد و در شهر جایی ندارد.
اما این سکوت صرفاً انتخابی فردی نیست. سکوت به تدریج تبدیل به یک رفتار جمعی شده است. کودکانی که زبان مادری را از پدر و مادرشان نمیشنوند، نسل بعدیای میسازند که دیگر نه قادر به فهمیدناند، نه به انتقال. هر بار که گفتوگویی به کرمانجی ناتمام میماند، انگار یک شاخه از این درخت کهن، بیبرگ میشود.
نگاه نگران منتقدانی چون استاد علیرضا سپاهی لایین نیز از همینجا برمیخیزد. جایی که مینویسد بسیاری از ما حتی حاضر نیستیم به خاطر احترام به زبان، برای نوشتن درست آن تلاش کنیم.
او سکوت را نه یک بیعملی ساده، بلکه نوعی بیمسئولیتی در قبال میراث تاریخی خود میداند. جایی هشدار میدهد که "دوست من، زبان ما در معرض نابودی است؛ اگر ننویسیم، اگر نگوییم، اگر نشنویم خودمان آن را به پرتگاه فراموشی هل دادهایم.
سکوت فقط نبود صدا نیست. سکوت نبود باور است. نبود اعتماد به زبان خود نداشتن غرور به گذشته، و حذف تدریجی خود از تاریخ شفاهی. شاید زمان آن رسیده که این سکوت را بشکنیم. دوباره گفتوگو کنیم، ولو با غلط نوشتن. دوباره بخوانیم، ولو با تپق زدن. و مهمتر از همه، دوباره گوش کنیم به صدای زبان مادریمان پیش از آنکه آخرین کسی که میفهمدش، ساکت بماند.
برچسبها: علیرضا سپاهی , لایین , زبان کرمانجی , زبان مادری
