1. لِ سه‌ر قاشێن بلند، زین کِریێ هه‌سپان

چیکسایێ ببارین، سه‌ر ده‌ست و ده‌سپان

غه‌یره‌تا مه‌ دایمه‌، وه‌ک بَره‌کِ کایه‌

مه‌یدان چاوه‌ڕێیه‌، ژه‌ بویِ ڤان نه‌فسان

* ترجمه:

بر فراز صخره‌های بلند، اسب‌ها را زین کردیم،

ای چیکسای (درخشش ماه)! بر دست‌ها و مچ‌های (نیرومند) ما ببار.

غیرت ما همیشگی و همچون صخره‌ای سخت است،

میدانِ نبرد، چشم‌انتظارِ نفس‌های (حق‌طلبِ) ماست.

* واژه اصیل: ده‌سپان (مچ دست، کنایه از قدرت بازو).

.

.

.

2. مِژ گِرتی چیا، برنۆیا مه‌ بێ ده‌نگ

چیکسای شه‌مال دا، لِ ڤی شه‌ڤا ته‌نگ

کِرمانج ناچِ خوار، ژه‌ ته‌رسِ دژمنان

دِل هه‌ڵوه‌شیا، ژه‌ ڤی ناته‌وره‌ جه‌نگ

* ترجمه:

مه کوهستان را فرا گرفته و برنوهای ما (در کمین) ساکتند،

چیکسای بر این شبِ تیره و تنگ تابید.

کرمانج از ترسِ دشمنان سر خم نمی‌کند،

(دلِ دشمن) از این جنگِ بی‌سابقه و سخت، فروپاشید.

* واژه اصیل: ناته‌ور (بی‌سابقه، عجیب، سخت).

.

.

.

3.وه‌لاتێ مه‌ دایمه‌، وارێ مێرانه‌

چیکسای لِ سه‌ر قۆژا، مِژ لِ ده‌شتانه‌

غه‌یره‌ت لِ ده‌مارێ مه‌، بێ کالی مه‌یه

ناوێ مه‌ خِراسان، ده‌نگێ قێڕانه‌

* ترجمه:

سرزمین ما همیشه دیارِ مردان (دلاور) است،

چیکسای بر قله‌های نوک‌تیز و مه بر دشت‌ها نشسته است.

غیرت در رگ‌های ما، همان اصالتِ کهنه‌نشدنی ماست،

نام ما خراسان و صدای ما، فریادِ (حماسی) است.

* واژه اصیل: قۆژا (قله‌های مرتفع و دست‌نیافتنی).

.

.

.

4.

«قاشێن چیا، سه‌ر کِشانن لِ بن مِژا

چیکسایێ ده‌ینین سه‌ر بلندیا قۆژا

ره‌وشا مه‌ دیسا، کِتییه‌ که‌له‌ژیرێ

رۆ هه‌ڵات و بڕی، ره‌شییا ڤان رۆژا»

* ترجمه:

صخره‌های کوهستان، در میان مه‌ها قد کشیده‌اند،

چیکسای (درخشش برف) را بر بلندای قله‌ها بگذار.

رسم و شکوهِ ما دوباره در سرازیریِ کوه جاری شد،

خورشید طلوع کرد و سیاهیِ این روزها را برید (از میان برد).

* واژه طلایی: قۆژا (قله‌های نوک‌تیز و مرتفع).

.

.

.

5.

«شه‌ڤ بێ ده‌نگ و سار، دِل هه‌ڵوه‌شیا و ته‌نگ

چیکسایێ ببارین لِ سه‌ر ڤان ته‌پ و سه‌نگ

خوه‌زگی بێرییا مه‌، بِگه هێوِرا خوه‌

بێژه‌ دوتارێ، بِشکێنه ڤی بێ ده‌نگ»

* ترجمه:

شب ساکت و سرد است، دل فروپاشیده و تنگ گشته،

چیکسای را بر این تپه‌ها و سنگ‌ها بباران.

ای کاش دلتنگیِ ما به پناهگاهِ خود برسد،

به دوتار بگو که این سکوت (بیمارگونه) را بشکند.

* واژه طلایی: هه‌ڵوه‌شیا (از هم پاشیده/ویران شده).

.

.

.

.

6.

«وه‌لاتِ مه‌ خِراسان، وارێ چیکسایێ

ده‌نگێ بخشییا تێ، ژه‌ هه‌ر چیا و کانییێ

شه‌پال و کاوا، زین کِرن هه‌سپێن خوه‌

بێ کالی مه‌، لِ بن هه‌ورێن ڤێ دنیایێ»

* ترجمه:

سرزمین ما خراسان، دیارِ چیکسای است،

صدای بخشی‌ها از هر کوه و چشمه‌ای به گوش می‌رسد.

جوانانِ رعنا و خوش‌قامت، اسب‌هایشان را زین کردند،

ما (فرهنگ ما) در زیر ابرهای این دنیا، جاودانه و کهنه‌نشدنی هستیم.

* واژه طلایی: بێ کالی (اصالت و جاودانگی که با پیر شدن از بین نمی‌رود).

.

.

.

7.

«قاشێن مه‌ گرتن، بێژه‌ن چیکسایێ

مه‌ ناڤێ خوه‌ نڤیسی، لِ سه‌ر دنیایێ

شه‌پال و کاوا، مه‌ رێ بڕی بَ غه‌یره‌ت

که‌س نِدیت یه‌ک رۆژ، مه‌ لِ بن کالییێ»

* ترجمه:

صخره‌های (سرسختِ) ما، به درخشش ماه بر برف (چیکسای) بگویند،

که ما نام خود را بر بلندای جهان نوشته‌ایم.

با وقار و رعنایی، جاده‌ها را با غیرت پیمودیم،

و هیچ‌کس حتی یک روز، ما را در حالِ فرسودگی و بی‌اصالتی ندید.

* واژه کلیدی: کالی (در اینجا به معنای کهنگی و از دست رفتنِ رنگ و اصالت).

.

.

.

.

8.

«شه‌ڤا مِژگرتی، هێڤییا چیکسایێ

ده‌نگێ دوتارێ، باری لِ سه‌ر کانییێ

ئه‌م هه‌ڤرِه‌شێن رێیا، به‌ر بَ هێوِرن

قێڕینا مه‌ چوو، تا عه‌رد و سه‌مایێ»

* ترجمه:

در شب‌های مه‌گرفته، در آرزوی درخششِ چیکسای هستیم،

صدای دوتار بر جانِ چشمه‌ها بارید.

ما همسفرانِ جاده‌ای هستیم که به سوی پناهگاه (امنیت) می‌رود،

و فریادِ (حق‌طلبی و هویت) ما تا زمین و آسمان رفت.

* واژه کلیدی: هه‌ڤرِه‌ش (هم‌مسیر و در هم تنیده).

.

.

.

.

9.

«که‌له‌ژیرێ تند، لِ به‌ر هه‌سپێن کاوا

چیکسایێ خه‌مِلاند، بنێ ڤان خه‌وا

وه‌لاتێ مه‌ دایمه‌، مِژ و رۆ نیشانه‌

شه‌پال سه‌ر کِشان، لِ ناڤ ڤان ده‌وا»

* ترجمه:

سرازیری‌های تند کوه، در زیر پای اسب‌های رشید و زیباست،

چیکسای، عمقِ این رویاها را آذین بسته است.

سرزمین ما همیشه نشانی از مه و خورشید (سختی و روشنایی) دارد،

و با وقار و بلندبالایی در میان این قیل‌وقال‌ها قد کشیده است.

* واژه کلیدی: خه‌مِلاند (آراستن، تزئین کردن)

.

.

.

10. حماسه مرزداران (موضوع: دفاع از وطن)

«لِ سه‌ر قاشێن چیا، ده‌نگێ مه‌ مایه‌

غه‌یره‌تا کِرمانج، وه‌ک بَره‌کِ کایه‌

دژمن لِ مِژێ موند، ئه‌م لِ بنِ چیکسای

شه‌پال و کاوا، جان دان ژه‌ بویِ وه‌لاتیه»

* ترجمه:

بر فراز صخره‌های تیزِ کوهستان، صدای (ایستادگی) ما ماندگار شده است،

غیرتِ کرمانج، همچون صخره‌ای سخت و پابرجا (کایا) است.

دشمن در مه (ابهام و ترس) گم شد و ما در زیر نورِ چیکسای (درخشش پیروزی) ایستادیم،

دلاورانِ باوقار و رشید، جانشان را فدای وطن کردند.

* واژه طلایی: کایا (سنگ چخماق یا صخره بسیار سخت که در حماسه کاربرد دارد).

.

.

.

11.

«زین‌کِریێ هه‌سپان، لِ که‌له‌ژیرێ تِند

قێڕینا مه‌ چوو، تا عه‌رد و چه‌رخا بلند

چیکسایێ ببارین، لِ سه‌ر بِرنۆیا مه‌

دژمن هه‌ڵوه‌شیا، ژه‌ ڤێ غه‌یره‌تا تِند»

* ترجمه:

اسب‌ها را در سرازیری‌های تند کوهستان زین کردیم،

فریاد (جنگی) ما تا زمین و چرخِ بلندِ فلک رسید.

ای چیکسای! بر تفنگ‌های برنوی ما ببار (آن‌ها را درخشان کن)،

که دشمن از این غیرتِ سخت و تندِ ما، فروپاشید.

* واژه طلایی: چه‌رخا بلند (کنایه از آسمان و روزگار).

.

.

.

.

12. سردارانِ بی‌باک

«وه‌لاتێ مه‌ دایمه‌، مه‌یدانا ده‌نگ و شه‌ر

چیکسای شه‌مال دا، لِ سه‌ر برینێن سه‌ر

شه‌پال سه‌ر کِشان، سردارێن بێ ترس

که‌س نِدیت کِرمانج، بگریێ رێیا ده‌ر»

* ترجمه:

سرزمین ما همیشه میدانِ طنینِ (برنو) و نبرد بوده است،

چیکسای (نور ماه) بر جراحت‌های سرِ (جنگجویان) تابید.

سرداران بی‌تارس با وقار قد کشیدند،

و هیچ‌کس ندید که یک کرمانج، راهِ فرار (خروج از میدان) را پیش بگیرد.

* واژه طلایی: شه‌مال دان (تابیدن نور، درخشیدن).


برچسب‌ها: شعر کرمانجی , چیکسای , شعر کردی , Helbest

تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ | | نویسنده : دلال |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.